تردید ها و دوراهی های زندگی من

طبقه بندی موضوعی

۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

وقتی داشتم این صفحات رو میخوندم فقط چند ساعت از خوردن گوشت گوسفند قربانی گذشته بود ، چیزی بیشتر از این نمیگم فقط بخونید و اگر خواستین نظرتون رو درباره ی این موضوع بگید ... 

راستی کتاب انسان خردمند کتاب تاریخی فوق العاده ای از یووال نوح هراری است که بعد از اینکه تمومش کردم درموردش مینویسم.

  • لنی

دور سوم مسابقه است و صدای ویژ ویژ عبور ماشین های پرسرعت حریف سرشو به درد آورده ، خیلی وقته که دیگه نمیدونه واسه چی داره مسابقه میده؟ این پدال ها و این فرمون دیگه واسش معنی خاصی ندارن متوجه منظره ی غروب خورشید  میشه و پاشو از روی گاز برمیداره و میزنه کنار . پاکت سیگارشو میگیره و از ماشین میزنه بیرون و رو به غروب خورشید به ماشینش تکیه میده و به سیگارش پک میزنه ... ماشین های حریف با سرعت از کنارش رد میشن و گاهی حتی فریادهای احمق و دیوانه ی اونارو هم میشنوه اما ...


  • لنی

اگه یه وقت مثل من زندگی ماشینی و تکنولوژی بهتون  فشار آورده پیشنهاد من این فیلمه ، یه فیلم با احساسات انسانی و بازی های فوق العاده به همراه فضاسازی ها و آرامش بی نظیری که پس زمینه ی فیلم هست ، من واقعا لذت بردم امیدوارم شما هم ببینید و لذت ببرید.



 

  • لنی
با یه پلاستیک گوجه از مغازه میوه فروشی اومدم بیرون و همینجوزی تو فکر و خیال عدد و رقم ها بودم که دیدم یکی داره میگه : ننه گوجه رِ کیلو چند گرفتی؟؟ نگاه کردم دیدم یه پیرزن خیلی باحال با چادر گل گلی جلوم وایساده و به چشام زل زده ، گفتم : کیلو دو تومن ننه ... دیدم چشاش برق زد و با یه لبخند بزرگ روی صورتش که دندونای یکی درمیونش رو نمیایان کرد گفت : هِه من هزار و پونصد خریدم  و  پلاستیک گوجشو آورد بالا و جلوی من و تکون داد و رفت ... و چیزی که از من باقی موند فقط یه لبخند بود ، یه لبخند به پهنای صورتم. 


  • لنی

فرض کنید یه نفر 50 میلیون پول داره ، بنظرتون توی این شرایط باید چکار کنه :


1- راه حل اول  : پولو بندازه توی یه کسب و کاری که چهارتا خانواده از کنارش نون بخورن، چرخه فکر و تخصص کشور به حرکت دربیاد ، چهارتا  جوون از سستی و کاهلی بیرون بیان و ... 


معایب این روش (به نظر من) : اگه پای صحبت و درد و دل کارآفرین های ایرانی بشینین و نظرشون رو راجع به کارآفرینی در ایران بپرسین بهتون میگن که این کار خریته و اصلا به دردسر و حمالی و مصائبش نمی ارزه چون شما روی یه دریای طوفانی نمیتونین خونه بسازین مخصوصا این روزا که علاوه بر طوفان شاهد شهاب باران و آتشفشان و حمله آدم فضایی ها و ... هم هستیم.


2- راه حل دوم : خب این دوست ما شاید کارمند باشه و اصلا وقت و تخصص کارآفرینی رو نداشته باشه اون پولو بزاره تو بانکی که حداکثر 22 درصد در سال بهش سود میده و بره به زندگیش برسه و بانک محترم ما هم پولو بریزه توی کارهای اقتصادی و ... که شرایط اقتصادی کشور آرامش داشته باشه و کسب و کاری که اون کارمند داره براش کار میکنه آسیب نبینه و ...


معایب این روش : اولا اینکه بانک های ما بانک نیستن و  یه چیز دیگه ان دوما در شرایط کنونی که دلار 6 ماه از 4000 تومان به ده هزار تومان رسیده( یعنی بیش از صد درصد ) و ظاهرا بدش هم نمیاد بره تا 12000 تومان آیا خوابوندن سرمایه با سود 22 درصد دیوانگی نیست؟؟ آیا آدم  با دیدن اینکه سرمایه اش هرروز داره آب میره دیوانه و افسرده نمیشه؟


3- راه حل بد : این دوستمون به شغل شریف دلالی روبیارن و از صبح تا شب کارشون چک کردن قیمت دلار و سکه باشه و با خرید ارز و سکه به حباب قیمتی و بدبخت شدن مردم دیگه ( و حتی خودش ) کمک کنه تا ارزش پولش حفظ بشه و ...


معایب این روش : اگز آدم به فکر خودش باشه تا الان تاریخ این کشور نشون داده که این راه بهترین راهه که البته بهای حفظ ارزش پول رو در این روش باید اون کارگر بیچاره ای بده که کل همون حقوقی که یک ماه درمیون میدن بهش رو باید خرج خورد و خوراک زن و بچش بکنه و هر ماه حقوقش بی ارزش تر و بی ارزش تر میشه و شکم زن و بچش هم خالی تر و خالی تر ....

 

شما به من بگین آدم باید توی این شرایط چه کار کنه؟ 


پ.ن : من از صبح تا شب دارم عجز و ناله میشنوم و خودم هم کم عجز و ناله نمیکنم ، خواهشم اینه که دوستان فرهیخته بیانی راهکار بدن ...

  • لنی