تردید ها و دوراهی های زندگی من

طبقه بندی موضوعی

تیغ یا ماشین ؟

چهارشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۲۴ ق.ظ

نشسته بودم روی مبل راحتی تا نوبتم بشه واسه کوتاه کردن موهام   ... یه پسر هشت - نه ساله جای من روی صندلی نشسته بود و هیچکس هم همراهش نیومده بود... همینطور که داشتم با گوشیم ور میرفتم شنیدم که یکی دیگه داره میگه آره فلان پسره رو اینجور کردیم و ... سرمو بلند کردم دیدم یه عوضی داره از تجربیات بچه بازیش بلند بلند جلو بچه میگه.. کار  پسربچه که تموم شد آقا محمد که یه ۵ سالی میشه که منو پسر داییم داریم میریم پیشش گفت بیا بشین مهندس ... رفتم نشستم ...عوضی به پسربچه گفت عمو دستات چی شده؟؟ و بچه داشت تعریف میکرد که دکتر با سنگ برقی زده و ... که آقا محمد گفت برو طاها .. برو خونه عمو ... و بعد از دو سه بار اصرار پسره رفت خونه و اون عوضی هم بیخیال شد...


همینطور که داشت موهامو کوتاه میکرد حرف پسر داییم اومد وسط و داشت خبرشو ازم میگرفت که یهو یه آهی کشید و گفت : شما ها  که میاین خوشحال میشم که هنوز آدم خوب هست  ، با کار کسی کار ندارین و سرتون تو کار خودتونه و از این حرفا... بعد گفت من هم همسن شما که بودم همینجوری بودم ، بعد که اومدم بازار ... سکوت کرد...


همینطور که داشت قیچی میکرد موهامو با خودم فکر کردم که اینکه ما اینقدر ساکتیم و با کار کسی کار نداریم واقعا کار خوبیه؟ الان این که من و تو نشستیم اینجا و گذاشتیم اون یارو از تجربیات بچه بازیش بلند بلند بگه و ما هیچی نگفتیم و سرمون تو کار خودمون بود یعنی آدمای خوبی هستیم؟؟ شاید خوب بودن یعنی الان تو یا من باید با جارو دندونای اونو از کف زمین جمع میکردیم نه اینکه بگی طاها برو خونه عمو... نمیدونم شاید ما بدترین روش خوب بودنو در پیش گرفتیم ...روش سکوت کردن و فرار کردن و فرو کردن سر در لاک ...نه ما آدمای خوبی نیستیم ، باید گریه کرد به حال دنیایی که ما معدود خوباش باشیم...آدم خوب میدونه کی باید بزنه تو گوش یه نفر...کی باید سکوت کنه...کی باید دست نوازش بکشه...کی باید دندونای یکی رو بریزه کف زمین...کی باید فرار کنه.... بعد از خودم پرسیدم راستی من چرا یاد نگرفتم؟؟


همینطور که داشتم  دنبال دلیل میگشتم ، صدای آقا محمد منو به خودم آورد که گفت: مهندس پشت گردنو تیغ بزنم یا ماشین؟

گفتم ماشین و دلیل رو یافتم. 


  • لنی

نظرات  (۲)

با ماشین زیرشون کنی؟! 😜
پاسخ:
:))
  • نعیمه بانو
  • سلام اینکه ساکتم و به کار کسی کار ندارم احساس می کنم کار خوبی نیست ولی الان خیلی مشکل شده گفت اینکه چه کاری درسته چه کاری غلط؟ این مطلب رو بخونید

    پیامبر(ص) فرمودند:

      اگر شما سوار کشتی بشوید و دیوانه ای سوار کشتی باشد و کشتی به وسط دریا برسد و دیوانه شروع به سوراخ کردن کشتی کند، شما در این زمان چه می‌کنید ؟آیا جلوی او را می‌گیرید و یا اینکه می‌گذارید او کارش را انجام دهد، ؟اگر جلوی او را گرفتید و او اگر گفت که من یک نفرم و شما هم یک نفر، من می‌خواهم به اندازه ی سهم خودم سوراخ کنم، و اگر شما جلویش را نگیرید، و کشتی غرق شد شما نمی‌توانید بگویید که من سوراخ نکردم پس نباید غرق شوم، مسلما این کشتی که غرق شود شما هم غرق می‌شوید، لذا برای اینکه این وضع ایجاد نشود شما مانع می‌شوید و بخاطر اینکه این مسئله در سرنوشت شماست و پیامبر(ص) فرمود: که گناه ِگناهکار مثل سوراخ کردن کشتی است، گناهِ گناهکار نکبتی است که سرنوشت شما را هم می‌گیرد، می‌گویند که هر گناهی که در جامعه صورت می‌گیرد از هر شخصی که باشد، این گناه در سرنوشت سایرین تاثیر دارد لذا یک نظارت ملی در قانون اسلام داریم بنام امر به معروف و نهی از منکر که گناهکار سرنوشت آنها را مخدوش نکند .

    پاسخ:
    درسته ... الان یه چیزی مد شده که میگن هرکی سرش تو کار خودش باشه و با دیگران کاری نداشته باشه ، خب این کار درسته به شرطی که همه بهش عمل کنن...ولی تو جامعه ای که بعضیا نمیتونن دست از اذیت و آزار دیگران بردارن داستان فرق میکنه!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی