تردید ها و دوراهی های زندگی من

طبقه بندی موضوعی

دروازه های آجری

چهارشنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ۰۷:۲۹ ب.ظ

نزدیک خونه کوچه ای هست که توش چندتا بچه هر روز فوتبال بازی میکنن ، هربار که رد میشم یه چند دقیقه ای وایمیسم و بازیشونو تماشا میکنم ، تماشای فوتبالشون به من آرامش عجیبی میده شاید چون دیگه خیلی وقته که صدای بازی کردن بچه هارو از کوچه هامون نمیشنویم ... خیلی دوست دارم هم قد اونا بشم و برم وسط ... از بینشون یکیشون هست که پیرهن برزیل با اسم نیمار رو پوشیده ، لاغرمردنیه درست مثل نیمار ولی دروازه وایمیسه اسمش آرمینه و همه جارو نگاه میکنه الا اون توپی که داره میاد سمتش ، هر بار که مدافع تیمشون توپو لو میده فریاد آرمین بگیرش میره هوا ... ولی آرمینه  تا میاد به خودش بجنبه گل رو خورده ولی هم تیمی هاش چیزی بهش نمیگن ... امروز که داشتم رد میشدم شاهد یه صحنه ی حماسی از آرمین بودم : وقتی مدافع توپو لو داد آرمین اومد جلو توپو از مهاجم گرفت و دریبلش کرد و توپو پاس داد به مهاجمشون و گل ! توپ که گل شد من هم همراه هم تیمی هاش داد زدم : گلللل !

  • لنی

نظرات  (۲)

شرط میبندم تا چند روز تو دل آرمین عروسیه:))
پاسخ:
آره آره یه چیزی تو مایه های گل زدن تو فینال جام جهانی بوده واسش حتما :)
برامون فقط همین دلخوشی‌ها مونده...
پاسخ:
آره ....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی