تردید ها و دوراهی های زندگی من

طبقه بندی موضوعی

این شخص ادامه ندارد ...

چهارشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۶:۴۶ ب.ظ
یک - توی اتاق تازه چشام گرم شده  که خواهرزاده 3 ساله ام میاد پیشم و میگه : دایی بیا بریم دانیاسور بازی کنیم. میدونم که اسباب بازیهاشو خیلی مرتب اتاق بغلی چیده ... بهش میگم دایی من امروز کلی با تو بازی کردم که الان خسته ام ، بیا کنار من دراز بکش با هم یه کارتون ببینیم و بعد بخوابیم، خیلی کیف میده ... میگه : نه بیا با هم بازی کنیم...کارتون دوست ندارم ...بیا فقط بشین کنارم ...دلم خیلی سوخت وقتی اینو گفت... میرم پیشش و تا جایی که از دستم برمیاد باهاش بازی میکنم ... به وضوح میبینم که اون یه همبازی هم سن و سال خودشو میخواد ، دلش بچگی میخواد .

دو - توی پارک نشستم و دارم بچه هارو نگاه میکنم ، به اوضاع حال حاضر کشور فکر میکنم، به اینکه آدما چرا بچه دار میشن؟ چند درصدشون از اومدن خودشون روی این کره خاکی رضایت دارن که حالا تصمیم گرفتن به یه نفر دیگه حیات بدن ؟ اصلا چند تا از این بچه ها با قصد و هدف اومدن و اگه اومدن با چه هدفی اومدن ؟؟ از چندتاشون اگه زمان مرگ بپرسیم از اینکه چند صباحی اومدین اینجا رضایت دارید یا نه جوابشون مثبت خواهد بود ؟ چرا باید همیشه به حرف طبیعت گوش بدیم؟؟ سرم درد میگیره و دوباره هزاران سوال بیجواب به ذهنم هجوم میاره ... 

سه - با خودم تکرار میکنم : من قطعا خود را ادامه نخواهم داد ...




  • لنی

نظرات  (۴)

من هم قطعااااااا ...ادامه نخواهم داد خودم را ... دنیا فقط یک من را به خود دید و دیگر نخواهد دید ....
پاسخ:
با شما هم عقیده ام.. 
دنیا با همه‌ی بدی‌ها، با همه‌ی تلخی‌ها، با همه‌ی بی‌عدالتی‌ها، با همه‌ی سختی‌ها... زیاد هم جای بدی نیست.

عشق هست، خدا هست، مهربانی :)
پاسخ:
متاسفانه نمیتونم خودمو قانع کنم ... تلاش میکنم ولی باز هم نمیتونم
یادِ یکی از پست‌های سالِ قبلم افتادم. عقیده‌ی جالبی نیست. تحرک رو از آدم می‌گیره. به جایی می‌رسی که هر چی با خودت کلنجار میری دلیلی واسه خندیدن پیدا نمی‌کنی. خلاصه بخوام بگم این نوعِ نگاه انتظار رو از آدم می‌گیره که برابری می‌کنه با مرگِ پیش از موعد.

امیدوارم خیلی زود بنویسید که دیگه این مدلی فکر نمی‌کنید :)
پاسخ:
من هم دوست ندارم اینجوری باشم و میدونم این نگاه باعث غم و افسردگی میشه ولی خب فعلا نمیتونم جور دیگه ای نگاه کنم به این داستان .... همیشه هم به افرادی که میتونن جور دیگه ای نگاه کنند حسودیم میشه ...

نگاهت خیلی هم نایسه موسیو ... بنظرم راه درستو داری میری :)
پاسخ:
هیچوقت نمیشه گفت که یه تصمیم صد در صد درسته ... بهرحال روزگار پیری هم در تنهایی حتما سخت خواهد بود و شاید بعدا پشیمان بشم  ... بهرحال ممنون از لطف شما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی