تردید ها و دوراهی های زندگی من

تردید ها و دوراهی های زندگی من
طبقه بندی موضوعی

دنیای چراغ قرمز های عمودی من (1)

يكشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۰۰ ب.ظ

واسه ورودی دانشگاه  تست سلامت میگرفتن ، من و هم اتاقیم با هم رفتیم ... همه ی تست ها خوب بود تا اینکه رسیدیم به تست کوررنگی ، هم اتاقیم طی کمتر از 10 ثانیه همه ی اون 10 تا عدد رو گفت و من  سر سومی قفل کردم ... فقط یه سری نقاط رنگی بی معنی بود و بعد رفتم سراغ عدد بعدی و اون هم همینطور و ....


اولین خاطره من از این موضوع برمیگرده به زمانی که پیش دبستانی میرفتم... یه جعبه مدادرنگی مثلا 10 رنگ بود و من فقط شاید5 تاشو میتونستم درست از هم تشخیص بدم ... خیلی اوقات تنه درخت سیاه میشد و گاهی اوقات هم قهوه ای سوخته چون عملا نمیتونستم اون دوتا رو درست از هم تشخیص بدم و هرکدوم دم دست تر بود رو استفاده میکردم ... این مشکل واسه همه طیف رنگ بود ولی معضل اصلی سبز و قهوه ای بود چون مثلا صورتی و آبی و بنفش و ... شاید  منطقی باشه اشتباه گرفتنشون ولی قهوه ای و سبز نه :) 

خلاصه پیش دبستانی گذشت و ابتدایی هم با یه رسوایی گذشت که زیاد ازش بیاد ندارم و تا اینجا هم مشکل خاصی نبود تا اینکه  کار کشید به زمانی که من به سنی رسیدم که میتونستم برم مغازه  ...   مغازه پارچه فروشی ... 


خب اونموقع هم تا وقتی که بابا توی مغازه بود اوضاع خوب بود چون وقتی مثلا میخواست که نخی با رنگ قهوه ای رو بیارم  میگفت از پایین چهارمی رو بیار و هیچوقت نمیگفت قهوه ای رو بیار چون میدونست که دور خودم میچرخم چون قهوه ای یا سبز اصولا بزرگترین نقطه ضعف منه و وقتی که بگن قهوه ای من عملا همه رنگا رو قهوه ای میبینم ... ولی زمانهایی هم بود که بابا میرفت نماز یا کاری داشت و شاگرد هم نداشتیم و من میموندم تنها توی مغازه و مثلا خانومی میومد داخل و میگفت کرپ سوسنی میخوام و من چشام گرد میشد یه نگاه 360 به مغازه مینداختم و میدیم که ای دل غافل همه ی طاقه ها سوسنی شدن و میگفتم شرمنده نداریم ... یا میگفتم اینجا قفسه کرپ هامونه ببینید هست یا نه و خب من هم اگه جای اون خانوم بودم زیاد از این برخورد خوشم نمیومد :)


حالا فک کنین که میخوام این قضیه رو ربط بدم به ریاضی و تاثیری که این نقص جزئی که خیلیا حتی تا دم مرگشون هم ازش خبر ندارن توی زندگی من گذاشت ... ولی در روزهای آینده چون فعلا به شدت سرما خوردم و نمیتونم حواسمو متمرکز کنم...


  • لنی

نظرات  (۲)

مامان منم بین سبز و آبی مشکل داره و بماند که چقد تو بچگی مشکل داشتم سر این قضیه باهاش:|
هر وقت بهم میگه فلان چیز سبز یا آبی رو برام بیار من دیگه هر دو تا رنگ رو در نظر میگیرم تا پناه بر خدایی یکیش در بیاد:|

آخه سبز و قهوه ای؟:|
پاسخ:
سبز و آبی همیشه جزء رنگ های بحث برانگیز واسه همه بوده اند و هستند ...همین دو سال پیش بود که فک میکنم تصویر یک لباس  توی شبکه های اجتماعی دست به دست میشد و هرکی اونو به یه رنگ میدید و اصلا هم ربطی به کوررنگ بودن نداشت ... این نشون میده که مقوله رنگ اصولا چیز پیچیده ایه...

همه همینو میگن :))

اممم... تو کل خاندان تنها کسی که اون لباس رو سفید و طلایی میدید من بودم :|
هیچوقت نتونستم آبی و مشکی بودنش رو درک کنم :/
پاسخ:
:)))
از عجایب روزگار بود اون عکس :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی