تردید ها و دوراهی های زندگی من

طبقه بندی موضوعی

نصیحتی به من 13 ساله ام !

شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۴۲ ق.ظ
تو سن نوجوانی من یه دونه از اون دیوونه های سری هری پاتر بودم ، چند ماه پیش که برگشته بودم شهرمون همینجوری اتفاقی شاهزاده دورگه رو برداشتم که یکم از اون لذت رو دوباره تجربه کنم که دیدم واقعا نمیتونم تحمل کنم کتاب رو و برداشتم گذاشتم توی قفسه بعد با خودم گفتم که باید اینو بذارم یه جای دیگه ، این نباید توی قفسه من باشه ولی بعد که یکم فکر کردم دیدم  نه هری پاتر یه جزئی از زندگی منه یه جز نسبتا مهم ، توی یه تایمی من واقعا از اون کتاب لذت میبردم ، بعد یاد حرف های بابام افتادم که مخالف خوندن این کتابها بود... یعنی یجورایی به حرف پدرم رسیدم ولی میدونین چیه؟ اگه برگردم دوباره به اون سن و بخوام نصیحتی به من 13 سالم بکنم بهیچ عنوان نخوندن هری پاتر جزء نصایحم نخواهد بود چون سن من و خیلی روراست بخوام باشم عقل من بیشتر از این رو نمیفهمید و با این حال میکرد حالا من بیام جلوش رو بگیرم که چی بشه...بگم نه برو به جای هری پاتر مثنوی بخون ؟ یا برو تاریخ بیهقی بخون؟

ولی خب بجاش دوست دارم بهش بگم بجای اون کلاس های بی فایده مذهبی ( همه کلاسهای مذهبی به فایده نیستن ولی اینایی که من میرفتم واقعا بیفایده بودن ) که بیشتر گند زدن به اعتقاداتت و توشون زجر میکشیدی پاشو برو یه سازی یاد بگیر که وقتی 20 سالگیت از یکی خوشت اومد که سه تار میزد تنها هنرت گوش دادن به صدای تالاپ تلوپ قلبت نباشه که بعدش تو 24 سالگیت حسرت بخوری ...

میدونم اگه اینو هم بهش بگم ، از دست من 13 ساله ام کاری برنمیاد چون محیطش بهش اجازه نمیده چون مهره های دومینوی زندگیش توی اون سن به اراده ی اون حرکت نمیکردن ...

ولی خوشبختانه حالا دیگه میتونم بگم تا حدودی میتونم در برابر مهره های قبلی مقاومت کنم... حالا دیگه گاهی اوقات فرمون دست خودم میاد ...
امیدوارم دوباره حسرت نخورم ...حسرت بد چیزیه.



  • لنی

نظرات  (۴)

گذشته که گذشته
مهم از این به بعده :)
پاسخ:
بله درسته ... ولی بعضی چیزها و بعضی آدما شاید دیگه تکرار نشن.
  • فرهاد ‌‌‌
  • من سیزده چهارده سالگی روانشناسی و ایدئولوژی میخوندم :)...
    و کتابای دانستنی مذهبی و علمی و تحلیل و...
    کتابا و مجلات علمی-فناوری هم میخوندم...
    عطر کلی میخریدم و بیشتر وقتم پای درس و مطالعه و قدم زدن توی پارک بود...
    و الانم پشیمون نیستم بلکه میگم باید بیشتر میخوندم...باید بیشتر فکر میکردم بیشتر ساده می گرفتم و بیشتر با دوستام تبادل نظر می کردم...
    نه اون زمان اهل تلویزیون و فیلم و دوستی بودم و نه الان...
    فیلم مورد علاقم (در دوران نوجوانی کلا)جومونگ و امپراطور دریا بود اما قسمتی از حضرت یوسف و فیتیله و گهگاهی سی دی فیلم علمی تخیلی نگاه میکردم...
    اما کلا کم بودن...و نشد کامل و دقیق نگاهشون کنم...

    اون زمان محیط من محیط ضد مذهبی بود :) حتی تو خونه بابت مطالعم مسخرم میکردن و همکلاسی هامم اهل دوست دختر داشتن و فیلمای مبتذل بودن...و اونا هم میگفتن تو ساده ای!
     از مسیری که رفتم راضیم اما دوست دارم در آینده تجربه های بد قبلیم تکرار نشه و درس گرفته باشم...
    الان اتلاف وقت هایی که داشتم،و غم های الکی ای که روزامو خراب میکرد تجربه شده واسم...و خیلی چیزای دیگه... :)
    و البته نقاط مثبتشم یادم مونده...مثل پای حرف خودم بودن و طبق عقیده خودم زندگی کردن :) سعی کردم دنیا رو خودم بفهمم...
    تو هم سعی کن درس هایی که تا الان گرفتی فراموشت نشه :)
    درس بگیر اما ای کاش و حسرت و حرص نداره...
    پاسخ:
    اینکه از مسیری که رفتید راضی هستید خیلی خوبه ... امیدوارم از اینجا به بعد رو هم به خوبی سپری کنید و راضی باشید
    چیزی که منو اذیت میکنه در واقع اینه که بعضی از اشتباهات آدم توی اون سن و سال بدون اینکه خودت دخالتی توشون داشته باشی باعث حسرت میشن ... و خب بعضی حسرت ها هم جنسشون با باقی حسرت ها فرق دارن ، مثلا من میتونم حسرت بخورم که چرا بجای اینکه اونموقع با بازی کامپیوتری وقتمو پر کنم لینوکس یاد نگرفتم ، این حسرت ها قابل جبرانن چون تقریبا واسه یادگیری این موارد دیر نیست ولی چیزی که توی پاراگراف دوم گفتم  جنسش فرق میکنه ... 

  • فرهاد ‌‌‌
  • خب دیگه همونم الان میتونی...
    دوست داشتنای قبل جدی نبوده...
    میدونی...اون زمان اگه محسن چاوشی هم میبودی...دختری از 20 سالگی با ادم نمیمونه...

    نمیدونم حالا...
    درهرحال...سعی کن حسرت نخوری...چون چیزی عوض نمیشه...مهمش همینه...
    پاسخ:
    ممنون از لطف و توجهتون ... سعیمو میکنم
  • برباد رفته
  • سلام
    همیشه در قالب عرف و محدوده جامعه حرکت کنید
    وگرنه مثل من تاوان سنگینی خواهید داد
    اصلا هم مهم نیست شما درست بفرمائید یانه
    پاسخ:
     هرچی فکر کردم متوجه ارتباط فرمایشتون با پستم نشدم...




    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی