تردید ها و دوراهی های زندگی من

مگه داریم؟ مگه میشه؟

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۶ ب.ظ

با یکی از بچه های کارشناسی معماری که نسبتا اتفاقی باهاش آشنا شده بودم مسیر دانشکده تا خوابگاه رو پیاده میرفتیم و مشغول صحبت بودیم که حین رد شدن از کنار دانشکده ادبیات یادم افتاد که  رمانی که گذاشته بودم واسه رزرو آزاد شده و میتونم امانت بگیرمش ، بعد به دوست یا بهتر بگم آشنای جدید همراهم گفتم که اگه ایرادی نداره چند لحظه با من بیاد دانشکده ادبیات تا من رمان مورد نظرمو امانت بگیرم از کتابخونه دانشکده که یه دفعه دیدم چشاش گرد شد و گفت مگه تو مهندس مکانیک نیستی؟ گفتم آره، البته اسما. بعد گفت مگه مکانیکی ها هم رمان میخونن؟؟ مگه داریم؟ مگه میشه؟؟ گفتم چه ربطی داره مگه اونایی که مکانیک میخونن نمیتونن رمان خون هم باشن؟؟ گفت : نمیدونم ولی بنظرم زیاد هماهنگی نداره!! حالا اگه عمران یا شیمی بودی میشد قبول کرد ولی مکانیک، نمیدونم والا!  بعد من تو دلم گفتم اگه بدونه یکی از آرزوهام نویسندگیه و گاهی دست به قلم هم میشم که دیگه شاخ درمیاره و پرواز میکنه! بنده خدا بدجور رفت تو فکر!


بعدا دوباره راجع به این موضوع فکر کردم که چرا بعضیا فکر میکنن ریاضی و فیزیک درس های خشکی اند و فقط آدمای خشک و بی احساس میرن سراغ این رشته ها ، هرچقدر فکر کردم نتونستم به نتیجه درستی برسم ، بنظرم اگه ریاضی با علاقه و اشتیاق خونده بشه خیلی هم زیباست.

خلاصه اینکه این برداشت غلط هم درکنار برداشت های غلط فراوان دیگه ای که از این رشته ی مظلوم ما میشه قرار میگیره. 




  • لنی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی