تردید ها و دوراهی های زندگی من

فراموشی برای چند ثانیه

يكشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۰۰ ب.ظ

بعضی روزها وقتی صبح از خواب پا میشم با دیدن کوچکترین چیزی در اطرافم به وجد میام، همه چیز حتی دیوار سفید روبروم هم واسم شگفت انگیزه اما اوج این حس وقتی هست که دست هام رو برای اولین بار در طول روز میبینم، یه حس فوق العاده که وصفش هم سخته... انگشتهای دستهام رو چندین بار یاز و بسته میکنم و به خطوط باریک انگشتهام دقت میکنم و دوباره به دستهام فرمان باز و بسته شدن میدم درست مثل بچه ای که با دیدن یک پروانه برای اولین بار نیشش تا بناگوش باز میشه من هم در شگفتی غرق میشم ولی درست لحظه ای که میخوام بلند شم و به سمت پنجره برم انگار مغزم اطلاعات حافظمو لود میکنه و دوباره همه چیز واسم عادی میشه....درست مثل قبل....


شاید بزرگترین شگفتی وجود خود ما باشه که این دنیا رو با یک کره ی خاکی پر از عروسک کوکی متفاوت کرده...

شگفتی وجود...







  • لنی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی