تردید ها و دوراهی های زندگی من

تردید ها و دوراهی های زندگی من
طبقه بندی موضوعی

آزادی

جمعه, ۵ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۰۰ ق.ظ
به تصویر خودم در شیشه ی  مترو خیره شده ام ، پس زمینه تغییر میکند ولی پسرک درون شیشه ی  مترو با چشم های گود افتاده و پیشانی بلندش همچنان به من خیره نگاه میکند ،مترو ترمز میکند و من حول میله چرخ میخورم و پسرک محو میشود
 صدای زنی می آید که میگوید ایستگاه آزادی...
آزادی؟ 
پیاده میشوم و مثل مورچه ای که خودش را در خط عبور و مرور دیگر مورچه ها رها میکند خودم را رها میکنم...به من تنه میزنند و من را به سمت آزادی هل میدهند...
آزادی را میگیرم و میرم پایین همینطور میرم و میرم نمیدونم این منم که پاهامو میکشم یا پاهام دارند من را با خود میکشند که ناگهان زنی را میبینم با قدی کوتاه با مانتویی به رنگی از خانواده ی رنگ قرمز .... لعنت به این کوررنگی بی پدر من .... چهره اش را درست نمیبینم ولی یک لحظه، فقط برای یک لحظه چشمهایش را میبینم...مشکی و احمق...من عاشق چشم های احمقم،چشمهایی که صافی دل را فریاد میزنند...چشمهایی که انقدر احمقند که فقط زیبایی های این دنیا را میبینند...این چشم ها باید متعلق به یک نوازنده یا یک شاعر باشند....
از پله های پل بالا میرود و محو میشود ...
میدوم...با همه ی توانم میدوم و از پله های پل میرم بالا ...دوباره خطی از آدم های خسته و فرسوده با چشمهایی شکاک ، ناراحت، خندان ، عاشق و... به سمت من هجوم میبرند ولی هیچکدام دارای چشمهای  احمق نیستند .... هیچکدام...راه خودم را از بین آدمها باز میکنم و به پیش میروم تا به انتهای پل میرسم ...از پله ها پاییین میروم که دست مردی  را روی بازویم حس میکنم... مرد جوانیست شاید 5 سال از خودم بزرگتر با قد متوسط، صورتی پر از جوش و چشمهایی که مانند گردابی بی انتهاست. به  من نزدیک تر میشود و میگوید:داداش یکم به من پول میدی؟من مسافرم ، پول بلیط برگشتنمو ندارم، کیفمو....  صدا درست مثل اون روزی که توی میدون تیر برای اولین بار و آخرین بار با کلاشینکف شلیک کردم محوتر و محوتر میشود، سرم گیج میرود ناخودآگاه دست به جیب میبرم و چیزی را از جیبم به سمت مرد پرتاب میکنم و راهم را درون جمعیت ادامه میدهم....

  • لنی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی